View Full Version : *****فاركس*****
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 12:42
مقدمهاي بر بازار فاركس
با گسترش روز افزون شبكههاي تجارت الكترونيكي، معامله در زمينه تبادلات ارزي اكنون بيش از هر زمان ديگري در اختيار معامله گران عادي قرار گرفته است. بازار تبادلات ارزي يا فاركس در اصل زمينه فعاليت بانكهاي مركزي و تجاري و بانكهاي سرمايهگذاري بوده است و صندوقهاي ملي و شركتهاي بزرگ چند مليتي نيز از اين بازار سهمي داشتهاند. در اولين نگاه، به نظر ميرسد كه وجود چنين بانكها و شركتهاي بزرگي بايد براي سرمايه گذاران خرد وحشتناك باشد. اما حضور اين گروههاي قدرتمند ميتواند به نفع معامله گران خرده پا نيز باشد. بازار فاركس امكان معامله در 24 ساعت روز و پنج روز از هفته را فراهم ميآورد و حجم دلاري مبادلات انجام شده در هر روز در اين بازار در سال 2007 از مرز 3 تريليون دلار گذشت. با اين ترتیب، اين بازار بزرگترين و در عين حال پرنقدينگي ترين بازار جهان است.
فرصتهاي معاملاتي
تعداد بالاي انواع ارزهايي كه در اين بازار مبادله ميشوند، نوسانات زيادي را در اين بازار به وجود ميآورد. در اين ميان ارزهايي هستند كه نرخ آنها به سرعت بالا و پايين ميرود و فرصتهاي مناسبي را براي كسب سود (و به همان نسبت امكان ضرر) در اختيار معامله گران ميگذارند. در اين بازار نيز همانند بازار سهام، ابزارهاي متفاوتي در اختيار معامله گران قرار دارد تا بتوانند ميزان ريسك معاملات را كاهش دهند و از صعود و نزول نرخها سود به دست بياورند. فاركس امكان معامله با استفاده از اعتبار بالا را فراهم ميكند. اين گونه معاملات با سپرده اوليه كمي انجام ميشوند. بهترين نكتهاي كه ميتوان درباره اين بازار ذكر كرد اين است كه در اين بازار كميسيون دريافت نمي شود.
در بازار فاركس ابزار معاملاتي مختلفي ارائه ميشوند كه از آن جمله ميتوان به فورواردها، فيوچرها، آپشن ها، قراردادهاي اسپرد، قراردادهاي تفاوت و معاملات نقدي اشاره كرد. اين ابزارها شبيه به ابزارهاي بازار سهام هستند. از آنجايي كه ابزارهاي بازار فاركس اغلب بر اساس كمترين حجم معاملات بر مبناي ارز پايه صورت ميگيرد (براي مثال در معاملات نقدي كمترين حجم معاملات برابر است با 100.000 واحد ارز پايه)، استفاده از سپرده اوليه براي معامله با اين ابزارها لازم است.
خريد و فروش ارزها
براي ارزيابي ويژگيهاي خريد و فروش در بازار فاركس بايد به اين امر توجه داشته باشيم كه ارزها در اين بازار به صورت جفتي معامله ميشوند. همه معاملات در اين بازارها بر مبناي خريد يك ارز و فروش ارز ديگر صورت ميگيرد. طبيعتاً اين شيوه از معامله كمي با شيوههاي متداولي كه در ذهن ماست تفاوت دارد. زماني كه در بازار فاركس معامله ميكنيد، تنها زماني معاملهاي را اجرا ميكنيد كه انتظار داشته باشيد بهاي ارزي كه ميخريد در برابر ارزي كه ميفروشيد بالا برود. اگر فكر كنيد كه ارز اوليه تان كاهش بها خواهد يافت، اين ارز را در برابر ارزي كه افزايش خواهد داشت ميفروشيد تا سود به دست بياوريد. يك معامله باز (يا پوزيشن باز) معاملهاي است كه در آن معامله گر يك جفت ارز را خريده يا فروخته باشد و هنوز براي بستن پوزيشن اقدام به خريد يا فروش ارز مقابل را نكرده است.
ارزها و پايه و مقابل و نرخ
معامله گران ارزي بايد با روش اعلام نرخ يك جفت ارز آشنا باشند. اولين ارز در يك جفت ارز، ارز پايه خوانده ميشود و دومين ارز، متضاد يا ارز نرخ گذاري ناميده ميشود. در اغلب موارد دلار آمريكا ارز پايه يك جفت ارز است و نرخها بر مبناي واحد 1 دلار آمريكا در برابر ارزي ديگر مشخص ميشود (براي مثال دلار آمريكا/ ين ژاپن يا دلار آمريكا/ دلار كانادا). تنها استثناها در اين ميان نرخ يورو، پوند استرلينگ و دلار استراليا است ، در اين سه مورد نرخ گذاري بر مبناي يك واحد ارز ديگر در برابر دلار آمريكا عنوان ميشود.
هزينه ايجاد يك پوزيشن بر مبناي اسپرد تعيين ميشود و نرخهاي جفت ارزها هميشه با اعدادي پنج رقمي عنوان ميشوند (براي مثال 85/134)، رقم آخر در اين مجموعه پوينت يا پيپ ناميده ميشود. براي مثال اگر نرخ فروش جفت ارز دلار آمريكا / ين ژاپن برابر با 85/134 باشد و نرخ خريد اين جفت ارز برابر با 90/134 باشد، اين تفاوت 5 پيپي ميزان اسپرد و همان هزينه اين معامله است. بنابراين معامله گر بايد در اولين مرحله معامله اين 5 پيپ اسپرد را به عنوان هزينه خود در نظر بگيرد و آن را از سود خود كم كند و نرخ بايد حداقل به همين ميزان در جهت مورد نظر حركت كند تا بتوان معامله را بدون ضرر بست.
سپرده اوليه
معامله در بازار ارزي نيازمند اين است كه معامله گر تفكر جديدي درباره سپرده خود داشته باشد. سپرده اوليه در بازار فاركس شبيه به سپردهاي كه در معاملات فيوچر سهام مورد استفاده قرار ميگيرد، نيست، بلكه موجودي حساب معمله گر است كه در هر گونه ضرري را در زمينه تبادلات ارزي پوشش ميدهد. يك سيستم معاملاتي به شما اجازه ميدهد كه از افزايش اعتبار استفاده كنيد و ميزان اين افزايش اعتبار در اغلب موارد 100 برابر ميزان سپرده اوليه تان است. سيستم معاملاتي به طور خودكار ميزان پول لازم براي پوزيشنتان را در نظر ميگيرد و پيش از انجام هر معاملهاي ميزان سپرده اوليه را كنترل ميكند.
گردش معاملات
در بازار معاملات نقدي فاركس معاملات بايد در طول دو روز به پايان برسند. براي مثال اگر معامله گري حجم معيني از ارزي را در روز چهارشنبه فروخته است، بايد تا روز جمعه حجمي برابر با نرخ اين حجم معامله را به حساب وارد كند. اما سيستم معاملاتي به شما اجازه ميدهد كه اين معاملات را تا دورهاي ديگر تمديد كنيد و بابت اين كار هزينهاي به عنوان هزينه swap دريافت ميكند. ميزان هزينه باز نگه داشتن معاملات از قبل مشخص است و در واقع، خود swap يك ابزار مالي است كه ميتوان از آن براي معامله در بازارهاي ارزي استفاده كرد.
در معاملات نقدي ميزان swap بر اساس تفاوت نرخ بهره ارز پايه و ارز مقابل براي وامهاي مدت دار محاسبه ميشود. اگر معامله گري يك پوزيشن بلند مدت خريد ارزي كه نرخ بهره بالاتري دارند را حفظ كند، ميتواند از swap اين معامله هم سود به دست بياورد. ميزان اين سود بر اساس تفاوت نرخ بهره ارز پايه و ارز مقابل و به صورت روزانه تعيين ميشود. اين ميزان بر مبناي دلار نشان داده شده و در سيستمهاي فاركس در ستون مربوط به خود نمايش داده ميشود. اين هزينه شامل معاملاتي كه در يك روز بسته ميشوند، نمي شود و تنها پوزيشن هايي كه بيش از يك روز ادامه مييابند را در بر ميگيرد.
نتيجه گيري
همانطور كه مشاهده شد، معامله در بازار فاركس نيازمند روش جديدي از تفكر است كه با تفكر مرسوم در بازارهاي دارايي ديگر تفاوت دارد. اما نقدينگي بالاي اين بازار، حجم عظيم فرصت هايي كه براي كسب سود در اختيار معامله گران بزرگ است و سطح بالاي افزايش اعتبار موجود در اين بازار، موجب شده است كه بسياري از معامله گران قوي نتوانند از اين بازار چشم پوشي كنند. البته بايد در نظر داشت كه اين بازار همراه با فرصتهاي موجود، خطرات زيادي هم دارد و معامله گراني كه وارد اين عرصه ميشوند بايد در ابتداي كار روشهاي مديريت ريسك را بياموزند.
نوشته جيسون ون برگن
ترجمه بيتا ابراهيمي
سردبير مريم غياثوند
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 12:53
FOREX مخفف(foreign exchange market) و بمعنای بازار مبادله ارز می باشد. بازار ارز (یا فارکس )هنگامی بوجود می آید که دو ارز به صورت پایاپای با یکدیگر مورد معامله قرار گیرند.فارکس ازنظر میزان مبادله «ارزش نقدی»بزرگترین بازار جهان محسوب می شود وشامل تجارت میان بانکهای بزرگ، بانکهای مرکزی، بورس بازهای ارز، شرکتهای چند ملیتی، دولت ها وسایر موسسات مالی می شود.مبادلات معامله گران خرد(سرمایه گذاران یا بورس بازهای کوچک)بخش کوچکی از مبادلات بازار را شامل می شود،این دسته از معامله گران توسط کارگزاران می توانند در معاملات شرکت جویند.
بازار فارکس با رشدی شگفت انگیز در حجم مبادلات، طی سه سال گذشته(57%)تبدیل به پرحجم ترین بازار مالی جهان شده است به طوری که حجم معاملات روزانه بازار فارکس در برخی روزها به 1900 میلیارد دلارمی رسد.(براساس ارزیابی سه سالانه بانک پرداختهای بین المللی، معاملات روزانه ارز شامل:
600میلیارد دلار معاملات spot
1300میلیارد دلار معاملات مشتقه:
200 میلیارد دلار معاملات سلف
1000میلیارد دلار معاملات معاوضات فارکس
100میلیارد دلار معاملات اختیارات
میباشد. بیش از s از حجم معاملات بازار فارکس مربوط به معاملات شرکت هایی است که در زمینه مالی شهرت فراوانی دارند، این معامله گران عبارتند از(بنا به گزارش مجله وال استریت اروپا-صفحه 20- تاریخ 9/02/2006):
1
Deutsche Bank
17.0
2
UBS
12.5
3
Citigroup
7.5
4
HSBC
6.4
5
Barclays
5.9
6
Merrill Lynch
5.7
7
J.P. Morgan Chase
5.3
8
Goldman Sachs
4.4
9
ABN Amro
4.2
10
Morgan Stanley
3.9
ماهیت معاملات فارکس خارج بورس است اما مراکز اصلی تجارت ارز بترتیب در لندن، نیو یورک و توکیو می باشندو بانک ها از سراسر جهان در این معاملات شرکت می جویند. این بازار 24 ساعته است و مردم مناطق گوناگون جهان بر اساس ساعت های کاری و اداری کشور خود وارد این بازار می شوند لذا زمانی که معاملات آسیایی ها پایان می یابد معاملات اروپایی ها آغاز و بعد از آن هم معاملات آمریکایی ها وسپس در مسیر حرکت این چرخه دوباره آسیایی شروع به انجام معاملات می نمایند.
معامله گران می توانند در زمانی که اخبار منتشر می شوند بلا فاصله به آن ها واکنش نشان دهند بدون نیاز به انتظار برای گشوده شدن بازار زیرا این بازار از طریق اینترنت قابل دسترسی می باشد این بازار مستقلا خبر مهمی برای معامله گرانش ندارد و تغییر ارزش ارزها نسبت بهم معمولا به واسطه «جریان های پولی »واقعی ایجاد می شود که جریان های پولی نیز در اثر تغییر در انتظارات معامله گران پدید می آیدو اما تغییر انتظارات معامله گران تحت تاثیر تغییر در تولید ناخالص داخلی ، تورم، نرخ بهره، کسری یا مازاد بودجه و تراز تجاری و دیگر شاخص های اقتصادی، سیاسی واجتماعی می باشد.شاخص های فوق تحت عنوان خبر در موعد مقرر برای عموم منتشر می شوند و بسیاری از مردم می توانند در همان لحظه از طریق خبرگزاری هایی چون رویترز، بلومبرگ و.... به آنها دست یابند.
ارزها در این بازار در مقابل یکدیگر به صورت یک به یک معامله می شوندو نسبت برابریشان به صورت xxx/yyy نشان داده می شود.قسمت xxx قیمت فروش و yyy قیمت خرید برای مشتری است. برای مثال قیمت یورو /دلار در برهه ای از زمان به صورت مقابل می باشد: 1.2048/1.2045 یعنی هر یورو برابر 1.2048 دلار است(برای فروش).
در بازار های spot بیشترین معاملات بر روی جفت ارزهای زیر انجام می شود(براساس تحقیقات بانک پرداخت های بین المللی، BIS):
یورو/دلارآمریکا 28%
دلارآمریکا/ین 17%
پوند/دلارآمریکا 14%
ودلار آمریکا در بیش از 89%از معاملات نقش دارد و بدنبال آن یورو 37%، ین20% و پوند 17%-گرچه معامله با یورو در مقابل ارزهای دیگر از سال 1999 که این ارز به رسمیت شناخته شد به طور قابل ملاحظه ای رشد داشته اما هم چنان این معاملات بیشتر بر مبنای دلار است.
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 12:58
شرکت کنندگان در بازار:
مطابق مطالعات بانک پرداختهای بین المللی-BIS- (ارزیابی سه سالانه سال2004) :
• 53% از معاملات مستقیم بین Dealerها(به طور مثال بین بانکها)
• 33%شامل معاملات بین Dealerها و مدیران سرمایه
• و تنها 14% بین واسطه ها وشرکت های غیر مالی
بوده است.
1- بانک ها: معاملات بین بانک ها معمولا بر پایه گردش معاملات تجاری و بورس بازی(به مقدار زیادی) قرار دارد یک بانک بزرگ ممکن است روزانه میلیارد ها دلار معامله کند بعضی از این معاملات از طرف مشتریانی است که با حساب بانکی شان معاملات خود را انجام می دهند اما بیشتر معاملات از طرف خود بانک است.
2- ابر شرکت های چند ملیتی:
با رشد روز افزون تجارت بین الملل از دهه 50 میلادی و شتاب رشد آن طی سال های پس از تشکیل WTO، شرکت هایی چند ملیتی که کارخانه ای به وسعت جهان و بازاری به بزرگی تمام کره خاکی را دارا هستند عملا نبض اقتصاد بین الملل را در دست گرفته اندوبا گسترش روابط تجاری شرکت های مذکور با اقتصاد های مختلف و کشور های گوناگون، تغییرات نرخ ارز عملا به معیاری تاثیر گذار در تعیین سود آوری بدل شده است.بنابراین شرکت های چند ملیتی برای پوشش ریسک ناشی از تغییرات نرخ ارز خواسته یا نا خواسته وارد مبادلات بازار فارکس می شوند، هرچند که اثر گذاری معاملات آنها بمراتب کمرنگ تر از معاملات بانک ه، بانک های مرکزی و HEDGE FUNDER ها می باشد.
3- بانک های مرکزی: بانک های مرکزی نقش بسیار مهمی در بازار مذکور ایفا می نمایند، آن ها سعی در کنترل عرضه پول، تورم ویا نرخ های بهره دارند و حتی می توانند برای تثبیت نرخ ارز کشورشان وارد معاملات شوند هرچند نقدینگی بازار بحدی بالاست که براحتی تحت تاثیر معاملات نهاد های ثروتمندی مثل بانک های مرکزی قرار نمی گیرد.
4- hedge funders(پوششگران ریسک سرمایه): یکی از مشهورترین این افراد جورج سورس است که به واسطه تلاش های بی وقفه در بازارهای مالی سرمایه هنگفتی بدست آورده و حتی اظهارات وی معمولا باعث تغییر در شرایط بازار می شود.
پوششگران ریسک سرمایه از توان مالی زیادی برخوردار هستند ومی توانند میلیارد ها دلار سرمایه را کنترل نمایند.
5- کارگزاران فارکس: کارگزاران بازار فارکس بدو دسته تقسیم می شوند:کارگزاران بین بانکی و کارگزاران خرد.کارگزار بین بانکی وظیفه انجام دستورات معاملاتی بانک هاو موسسات مالی در حجمی بسیار بالا را بر عهده دارند، اما کارگزاران خرد
بخش کوچکی از حجم معاملات را در اختیار دارند ولی به تعداد زیادی از معامله گران خدمات ارائه می دهند.
خدمات استانداردی شامل:
معاملات 24 ساعته online و از یک تا 100leverage و ...
دسته فوق از کارگزاران ، با اعطای اعتبار به معامله گران خرد این امکان را برای آنها فراهم می کنند تا با سرمایه های بسیار بسیار کوچک نسبت به میلیاردها دلار نقدینگی بازار، بتوانند به رقابتی ترین بازار جهان دسترسی پیدا کنند وشانه به شانه ابر شرکت ها و موسسات مالی در تجارت بین المللی ارز شرکت نمایند.
بازار فارکس و ساير بازار های مالی:
با افزایش روز افزون معاملات در بازار فارکس و تغییرات پی در پی نرخ برابری ارزها در سال های اخیر، معامله گران بازار های سهام ، اوراق قرضه و کالا اهمیت بازار فارکس را بخوبی درک کرده اند، بطوری که متوجه شده اند همواره باید تغییرات نرخ ارز را در هنگام تصمیم برای معامله مد نظر داشته باشند.
بطور مثال تصور کنید زمانی که قیمت یورو در برابر دلار افزایش می یابد، قدرت خرید مردم آمریکا برای تهیه کالاهای اروپایی کاهش یافته(زیرا کالاهای اروپایی گران می شوند) و در نتیجه فروش محصولات شرکت های اروپایی کمتر و از سود آنها کاسته خواهد شد و در نهایت قیمت سهام شرکت های مذبور با توجه به سود آوری کمتر ، تنزل می یابد.
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 13:00
نمادها علامت های اختصاری هستند که سازمان استاندارد جهانی(ISO) برای ارزها، شاخص ها و کالاهای اساسی معین نموده است. این نماد ها معمولا سه حرفی هستند.
معمولا در نام اختصاری ارزها دو حرف اول نماد علامت اختصاری کشور مربوطه و حرف سوم نماد یا حرف اول ارز مربوطه می باشد.
دلار ایالات متحده امریکا United States Dollar USD
یورو اتحادیه اروپا European Union Euro EUR
ین ژاپن Japanese Yen JPY
پوند انگلستان Pound Sterling GBP
فرانک سوئیس Swiss Franc CHF
دلار استرالیا Australian Dollar AUD
دلار کانادا Canadian Dollar CAD
یک اونس طلا Gold ounce XAU
یک اونس نقره Silver ounce XAG
آشنایی با مفهوم جفت ارز (Currency Pairs)
همواره ارزش یا قیمت هر ارز در بازار با ارز دیگری تعیین می شود. به عنوان مثال ارزش یورو باید بر اساس ارز دیگری بیان شود، قیمت یورو در مقابل دلار (یعنی هر یک یورو چه میزان برابری نسبت به دلار ارزش دارد) قیمت یورو در مقابل پوند( برای هر یک یورو چه مقدار پوند باید پرداخت شود). از اینرو در بازار فارکس با جفت ارزها سر و کار خواهیم داشت. جفت ارزها با نماد اختصاری(ISO) دو ارز مشخص می شوند مانند:
EUR/USD (میزان برابری یورو در مقابل دلار)
GBP/USD (میزان برابری پوند در مقابل دلار)
USD/CHF (میزان برابری دلار در مقابل فرانک سویس)
USD/JPY (میزان برابری دلار در مقابل ین ژاپن)
چهار جفت ارز فوق را جفت ارزهای اصلی (Major Currency) می گویند و در صورتی که در یک جفت ارز دلار ایالات متحده وجود نداشته باشد آن را ارز متقاطع(Cross Rate) می نامند. مانند: EUR/JPY- GBP/CHF- AUD/CAD
در یک جفت ارز، ارز اول را ارز پایه (Base Currency) و ارز دوم را ارز متقابل (Counter Currency)می نامند. این ترتیب از آنجا حائز اهمیت است که نرخ یک واحد از ارز پایه را بر اساس ارز متقابل بیان می کنند. بعنوان مثال اگر نرخ خرید جفت ارز EUR/USD برابر 1.4328 باشد بدین معنی است که هر یک یورو، 1.4328 دلار می ارزد و برای خرید یک یورو باید 1.4328 دلار بپردازیم.
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 13:03
آشنایی با واحد سنجش تغییرات جفت ارزها (PIPs, Points)
به علت حجم بالای معاملات در بازار تبادلات ارزی (فارکس) معمولا نرخ برابری ارزها تا پنج رقم صحیح و اعشار محاسبه می شوند. در اغلب موارد، در ارزهای اصلی به جز ین ژاپن برابری ارزها به شکل یک رقم صحیح و چهار رقم اعشار آورده می شوند. در جفت ارزهایی که نرخ برابری آنها تا چهار رقم اعشار محاسبه می شود، به رقم چهارم بعد از اعشار پیپ(Pips) یا (Point) می گویند.
مثلا اگر قیمت یورو به دلار از 1.3382 به 1.3384 برسد، می گوییم 2 پیپ افزایش یافته است. به عنوان یک مثال دیگر اگر قیمت پوند به دلار از 1.8855 به 1.8757 برسد می گوییم نرخ برابری پوند به دلار ، 98 پیپ کاهش یافته است.
در جفت ارزهایی که شامل ین ژاپن هستند(و طبق آنچه گفته شد تا دو رقم اعشار محاسبه می شوند) رقم دوم بعد از اعشار را پیپ یا پوینت می نامیم.
به عنوان مثال اگر قیمت GBP/JPY از 188.99 به 188.88 برسد می گوییم 11 پیپ افزایش یافته است.
آشنایی با مفهوم (Spread) و قیمت خرید و فروش (Bid&Ask)
در بازار فارکس، برای هر جفت ارز در هر لحظه دو قیمت متفاوت وجود دارد. یکی قیمتی است که شما می توانید در آن قیمت خرید انجام دهید(این نرخ را Ask می گویند) و دیگری قیمتی است که شما می توانید در ان قیمت فروش انجام دهید(این قیمت را Bid می گویند) تفاوت این دو قیمت را اسپرد (Spread) می نامیم.
مثلا در نرم افزار معاملاتی به EUR/USD نگاه کنید، خواهید دید: Ask1.4703 و Bid1.4701 بدین معنی که قیمت خرید جفت ارز یورو به دلار برای شما 1.4703 و قیمت فروش این جفت ارز برای شما 1.4701 می باشد. تفاوت این نرخ ها معمولا در یک کارگزار مقدار ثابتی است. مثلا در این مثال اسپرد EUR/USD دو پوینت یا دو پیپ می باشد.
اسپرد در واقع هزینه ای است که معامله گر برای انجام معامله خود می پردازد. همانطور که ملاحظه می کنید، نسبت به حجم معامله عدد بسیار کوچکی خواهد بود.
آشنایی با تعریف (Leverage) اهرم افزایش سرمایه
از آنجا که تغییر نرخ برابری ارزها در بازار، روزانه در حدود یک درصد می باشد، ممکن است معامله گران و سرمایه گزاران شخصی و خرده پا رغبتی به معامله در بازار تبادلات ارزی نداشته باشند. چرا که اگر بتوانند با انجام معامله مناسب در زمان مناسب کل این تغییر نرخ را به نفع خود داشته باشند نیز در روز حداکثر یک درصد سود خواهند داشت که برای سرمایه های کوچک رقم بسیار ناچیزی خواهد شد. از این رو در بازار فارکس مفهومی به نام اعتبار اهرمی یا Leverage مطرح می گردد.
با استفاده از اعتبار اهرمی، سرمایه گزار می تواند تا 100 برابر سرمایه خود وارد معامله شود(این رقم می تواند بسته به کارگزار شما بین 50 تا 500 متغیر باشد) به عنوان مثال معامله گری که 10000 دلار سرمایه در اختیار دارد، می تواند تا 1000000 دلار معامله انجام دهد. بنابراین اگر در یک معامله 1000000 دلاری، بتواند یک دهم نوسان روزانه یک جفت ارز را شکار کند، یعنی 0.1 درصد، 1000 دلار سود عاید وی خواهد شد که برابر 10 درصد سرمایه اولیه وی می باشد. به این معنی که با در اختیار داشتن 10000 دلار، یک معامله یک میلیون دلار را آغاز می کند. در اینجا معامله گر صاحب یک معامله یک میلیون دلاری است، هر چقدر که این معامله سود ایجاد کند متعلق به وی خواهد بود ولی اگر این معامله به ضرر منجر شود، ضرر معامله یک میلیون دلاری از 10000 دلار وی کاسته می شود تا جایی که ممکن است ضرر این معامله به اندازه کل 10000 دلار سرمایه برسد. در چنین وضعیتی، معامله به طور خودکار از طرف کارگزار بسته می شود. همانطور که مشاهده می کنید، اعتبار اهرمی یا Leverage مانند یک شمشیر دو لبه عمل می کند. هم می تواند سودهای معامله گر را صدها برابر کند و هم منجر به ضرر او شود.
آشنایی با Amount، Lot واحد اندازه گیری حجم معاملات
Contract Size اندازه حجم قرارداد یک معامله در بازار فارکس می باشد. اندازه قراردادها با واژه هایی مانند Amount یا Lot سنجیده می شود. در Amount حجم معامله به ارز پایه یا ارز اصلی سنجیده میشود و Lot واحد اندازه گیری حجم معامله می باشد در بیشتر قراردادها هر لات برابر با 100000 واحد ارز پایه است. 100000 واحد ارز پایه= Lot 1 = K Amount100
اندازه اغلب معاملات مضربی از 100000 واحد محاسبه می شود.
10000 واحد ارز پایه= Lot 0.1 = K Amount10
آشنایی با انواع دستورات
هر نوع معامله در بازار فارکس با مشخص شدن چهار شاخص دستوری انجام می پذیرد: 1- نوع جفت ارز 2- حجم معامله 3- تعیین دستور خرید یا فروش 4- قیمت ورودی
معاملات در بازار فارکس به دو شکل کلی انجام می پذیرد 1-Market Order 2- Pending Order
آشنایی با Market Orders
سفارش و دستوری که معامله گر به صورت دستی و لحظه ای بر اساس نرخ های موجود ارائه شده وارد بازار می شود. دستوراتی که برای کارگزار دارای چهار شاخص بالا باشد دستورات لحظه ای ورود به بازار نامگذاری می شود. این دستورات توافق مشتری با نرخ لحظه ای ارائه شده کارگزار را برای ورود به معامله جدید نشان می دهد.
آشنایی با Pending Order
سفارش و دستوری که بر اساس قیمت حال حاضر بازار تعیین نشود بلکه بر اساس تغییرات قیمت دستور ورود به بازار تنظیم گردد دستورات معلق نامیده می شود. به عنوان مثال اگر قیمت جفت ارز EUR/USD برابر 1.4328 باشد، معامله گر می تواند یک دستور به کارگزار ارسال کند که اگر قیمت به 1.4421 رسید، خرید یا فروشی برای وی انجام دهد. دستورات معلق نسبت به دستورات بازاری دارای یک پارامتر اضافی یعنی زمان می باشد. در زیر دو نمونه از این دستورات بسته به جهت و قیمت توضیح داده می شود.
1- (GTC (Good till cancelled دستوری که تا زمانی که معامله گر آن را باطل نکند در بازار آماده فعال شدن باقی می ماند.
2- (GFD (Good for day دستوری که تا پایان همان روز کاری اعمال دستور آماده باقی می ماند و در صورت اتمام روز کاری دستور غیر فعال می شود. اتمام روز، ساعت توافقی کارگزار می باشد که از قبل به اطلاع سرمایه گذار رسیده است. اغلب کارگزاران ساعت 24 گرینویچ را پایان روز کاری خود قرار می دهند و دستورات GFD در صورت فعال نشدن در این ساعت ابطال می شود.
انواع Pending Order غیر از مبحث زمان فعال سازی به قیمت فعال سازی دستور نیز وابستگی دارند و از این لحاظ به چهار دسته تقسیم می شوند.
A) Buy Limit دستوری که سفارش خرید در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را پایین تر از قیمت فعلی بازار پیش بینی می کند.
B) Sell Limit دستوری که سفارش فروش در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را بالاتر از قیمت فعلی بازار پیش بینی میکند.
C) Buy Stop دستوری که سفارش خرید را در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را بالاتر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند.
D) Sell Stop دستوری که سفارش فروش را در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را پایین تر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند.
آشنایی با سایر دستورات معاملاتی
غیر از انواع دستوراتی که برای ورود به معاملات نزد کارگزار قابل تعریف می باشد دستورات دیگری نیز وجود دارند که از جنبه های مختلف مدل معاملات را برای کارگزار مشخص می کند. از مهمترین این دستورات که برای معاملات فعال و باز تعریف می شود Stop Loss و Take Profit هستند.
Stop Loss یا Cut Loss از خانواده دستورات استاپ می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد ضرر شد در چه قیمتی کاگزار معامله را با زیان متوقف کند.
Take Profit دستوری از خانواده دستورات لیمیت می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد سود شد کارگزار معامله را با چه میزان سود به پایان برساند.
سفارشات دیگری نیز بین کارگزاران وجود دارد که قابلیت های دیگری را به معامله گر برای انجام معاملات ارائه می دهد مانند سفارش OCO (One cancel the other)، در این سفارش دو دستور به هم ربط پیدا می کنند. فعال شدن هر کدام بصورت خودکار دستور مرتبط را باطل می کند.
با اینکه دستورات دیگری نیز بین کارگزاران یا شبکه بانکی وجود دارد به علت عمومیت نداشتن فعلا به ذکر همین نمونه ها بسنده می کنیم.
آشنایی باروش های بررسی بازارهای مالی
بطور کلی سوداگران(معامله گران) از سه روش پایه برای تحلیل و پیش بینی بازار استفاده می کنند.
الف: Technical Analysis تکنیکالیست ها افرادی هستند که از مطالعه رفتار های بازار با استفاده از نمودارها با هدف پیش بینی آینده روند قیمت ها استفاده می کنند. آنها عقیده دارند هر چیزی که بتواند در قیمت تاثیرگذار باشد عینا در قیمت فعلی لحاظ شده است. تکنیکالیست ها بر پایه سه نظریه پایه به تجزیه و تحلیل بازار می پردازند:
- تغییر قیمت ها هدفمند می باشد
- قیمت ها بر اساس روند ها حرکت می کنند
- در مورد قیمت، تاریخ تکرار می شود
ب: Fundamental Analysis فاندامنتالیست ها، سوداگرانی هستند که بر اساس متغیرهای سیاسی، واقعیت های اقتصاد بین الملل و وضعیت اقتصاد داخلی با تفسیر بنیادی در جستجوی انگیزه ها و دلایل حرکت نرخ های مبادله ارزی می باشند.
ج: Technical & Fundamental Analysis سوداگرانی که با ترکیب و تجزیه تحلیل عوامل تکنیکال و فاندامنتال به تفسیر و پیش بینی آینده قیمت در بازار می پردازند. روش این دسته از سوداگران بیش از آنکه وابسته به هر کدام از دو دسته بالا باشد بر اساس تجربه و ترکیب عوامل گوناگون تغییرات قیمت و عوامل بنیادی می باشد.
آشنایی با مفهوم بهره شبانه و نحوه محاسبه در معاملات
از آنجا که اغلب معاملات در بازار ارز در شبکه بانکی انجام می شود و واسطه سرمایه گذاران با بانک ها در قالب موارد بروکر(کارگزاران) می باشند. کارگزاران به علت اینکه نرخ بهره در کشورهای مختلف نزد بانک ها متفاوت می باشد بر اساس ساعت مشخص خویش ما به تفاوت نرخ بهره معاملات باز مشتریان را محاسبه و نرخ بهره آنرا در سود و زیان معامله لحاظ می کنند. بروکرهایی نیز وجود دارند که در زمان بازگشایی حساب به مشتریان اطلاع می دهند سیستم آنها بر مبنای کسر مبلغی معین به ازای هر لات معامله بعد از پایان روز کاری می باشد. مفهوم بهره شبانه در معاملات اسپات(لحظه ای) که کمتر از دو روز کاری معاملات باز می باشند کاربرد زیادی ندارد ولی در صورتی که قصد سوداگری با معاملات بلند مدت را دارید حتما از روش محاسبه بهره شبانه کارگزار و نرخ های بهره کشورهای مختلف آگاهی داشته باشید.
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 13:16
حتما شنیدهاید که در بازار فارکس، کارگزار به سرمایه اولیه شما از طریق ضریب اهرمی[1] اعتباری بسیار بیشتر میدهد، و شما قادرید مقادیر بسیار بالاتر از سرمایه اولیه خود را نیز خرید و فروش کنید. این موضوع صحت دارد ولی باید از جزئیات آن بهطور کامل مطلع باشید.
همانطور که میدانید ورود به بازار فارکس و شروع به معاملات واقعی[2] با سرمایه بسیار کم(در حد 300$) نیز ممکن است. مثلا فرض کنید سرمایه اولیه[3] شما 1000$ باشد. کارگزارها معمولا ضرایب اهرمی 1:100 یا 1:200 ارائه میکنند. پس با فرض اینکه بروکر شما ضریب اهرمی 1:100 به حساب[4] شما اختصاص دهد، شما قادر خواهید بود تا سقف 100,000$ (سرمایه اولیه × ضریب اهرمی) به خرید و فروش زوج ارزهای قابل معامله بپردازید. البته شما مجبور نیستید از کل این سرمایه مجازی(چون سرمایه واقعی شما 1000$ است) استفاده کنید و هر مقداری که علاقمند باشید در معاملات خود بکار میگیرید. مثلا شما 10,000$ از زوج ارز EURUSD را در موقعی که قیمت فروش کارگزار(Ask) برابر 1.2256 بوده خریداری کردید.
نکته: در بازار فارکس به100,000$ اصطلاحا 1 لات(1 Lot) گفته میشود. همچنین به 10,000$ گفته میشود 0.1 Lot که حداقل مقدار قابل معامله در حسابهای مینی(Mini) است.
کارگزاران بازار فارکس دو نوع حساب بنامهای مینی(Mini) و حساب استاندارد ارائه میکنند. حداقل قابل معامله در حساب مینی 0.1 لات و در حساب استاندارد 1 لات میباشد. ضمنا در نظر داشته باشید که حداقل سرمایه اولیه باز کردن حساب مینی معمولا پایینتر از سرمایه لازم برای باز کردن حساب استاندارد است. مثلا در اکثر بروکرها با سرمایه اولیه بین 300 تا 500 دلار میتوان حساب مینی باز کرد در حالیکه برای باز کردن حساب استاندارد(که در آن لات استاندارد معامله میشود) بیش از 1000$ و در بعضی موارد 2 یا حتی 5 هزار دلار سرمایه اولیه لازم است.
البته بعضی بروکرها حساب میکرو(Micro) که در آن تا حداقل 0.01 لات(یعنی 1000$) میتوان معامله کرد نیز ارائه میکنند که تعدادشان زیاد نیست و حساب مینی معمولتر است.
[Only registered and activated users can see links]
شما مجبور نیستید که از ابتدای کار حساب واقعی داشته باشید. همه کارگزاران بازار فارکس در کنار حساب واقعی، حساب آزمایشی(دمو –[5]Demo) نیز ارائه میکنند که شما تا هر زمانی که مایل باشید میتوانید با حساب دمو فعالیت کنید و یادگیری و آموزش را توسط حساب دمو انجام دهید. حساب دمو هیچ تفاوتی با حساب واقعی نداشته و کلیه موارد عینا مثل هم میباشد، تنها تفاوت این است که با پول غیرواقعی معاملات انجام میشود.
اجازه دهید باز به مسئله ضریب اهرمی(leverage) برگردیم و مثال خود را ادامه دهیم. طبق مثال فرض کنیم شما یک حساب مینی دمو یا واقعی دارید و یک معامله(Position) باز کردهاید. یعنی اولین معامله خود را انجام دادهاید. اولین معامله شما خرید 0.1 لات از زوج ارز EURUSD میباشد و قیمت ورود شما(قیمت خرید) برابر است با 1.2256 در صورتیکه پس از ورود به معامله(باز کردن پزیشن) نرخ این زوج ارز(قیمت یورو در مقابل دلار) افزایش یابد، شما سود کرده و در صورتیکه یورو در مقابل دلار ضعیف شود و نرخ برابری یورو/دلار به کمتر از 1.2256 سقوط کند، به معنی ضرر برای شما میباشد.
Sarmaye.com
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 13:19
مطمئنم که توضیحات روز چهارم در خصوص ضریب اهرمی کافی نبوده و هنوز این موضوع برای شما مبهم است. اگر کارگزار به شما امکان معامله به اندازه 10,000$(0.1 لات) با سرمایهای کمتر از 1000$ را میدهد، پس اعتباری که به حساب شما اختصاص میدهد از کجا تامین میشود؟ آیا احتمال دارد که بیش از سرمایه اولیه خود ضرر کنید؟
بگذارید در ابتدا به شما این اطمینان را بدهم که در بازار فارکس امکان اینکه بیش از سرمایه اولیه یا کپیتال خود ضرر کنید وجود ندارد. یعنی حداکثر سرمایه در ریسک میزان سرمایه اولیه شماست. كليه برنامه[2]هاي معاملاتي كارگزاران حساب سود و زيان را بصورت لحظه به لحظه و خودكار محاسبه كرده و سود/زيان شناور در هر لحظه محاسبه ميشود و اگر شما به حدود حداقلي حساب خوب برسيد، پزيشنها يا همان معاملات شما را ميبندد.
حال باید به این نکته بپردازیم که ضریب اهرمی مثل یک شمشیر دو لبه عمل میکند! درست است که کارگزار براي حساب فرضا 1000$ شما ضریب 1:100 در نظر گرفته و شما امکان معامله تا سقف 100,000 دلار را دارید، اما با درگیر کردن کل يا مقدار زيادي از سرمایه خود، فقط به سریع از بین رفتن آن کمک میکنید. اصولا اين را هميشه به ياد داشته باشيد كه «رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود.»
فرض کنیم پزیشنی که قبلا داشتیم را هنوز هم داریم. مثلا دیروز در نرخ 1.2256 پزیشنی به اندازه 0.1 لات روی زوج ارز EURUSD باز کردیم. دقت كنيد كه موقع خريد قيمت Ask بايد به مقداري كه تعيين كردهايد برسد در حاليكه موقع Sell بايد در قيمت Bid جفت ارز مورد نظر را فروخت. سرمايه اوليهمان هم 500$ است. در صورتيكه 1 لات معامله كرده باشيد، براي زوج ارز EURUSD هر يك پيپ معادل 10$ است. بنابراين وقتي معامله شما به اندازه 0.1 Lot بوده است، ارزش هر يك پيپ 1$ ميباشد. همانطور كه در درسهاي قبل ذكر شد، هر پيپ حداقل واحد جابجايي ارزهاي مختلف است.
فرض كنيم از زمان باز كردن پزيشن(معامله) خريد يورو/دلار(ديروز) تا امروز نرخ به 1.2196 رسيده باشد. يعني در خلاف جهتي كه شما تحليل كرده بوديد، رفته است و الان شما به اشتباه بودن تحليل خود پي برده و قصد بستن پزيشن فوق را داريد. با محاسبه اختلاف نرخ ورود و نرخ خروج، مقدار پيپ سود/زيان را بدست آوريد. در اين مثال:
60 پيپ =0.0060 = 1.2196 – 1.2256 = نرخ خروج – نرخ ورود
از آنجا كه اندازه پزيشن شما 0.1لات بوده و ارزش هر پيپ 1$ است(در زوج ارز EURUSD) پس ميزان خالص ضرر شما در اين معامله 60$ ميباشد. دقت كنيد كه اگر مقدار پول بيشتري را درگير اين معامله كرده بوديد، ضرر بيشتري نيز ميكرديد. مثلا اگر بجاي 0.1 لات با 0.2 لات پزيشن ميگرفتيد، ارزش هر پيپ به 2$ به ازاي هر يك پيپ تغيير ميكرد؛ و از آنجا كه اين معامله 60 پيپ ضرر داشت، ضرر خالص شما 120$ ميشد.
البته ارزش هر پيپ(Pip Value) براي زوج ارزهاي مختلف متفاوت است. واقعيت ايناست كه براي توضيح كامل آن وقت زيادي لازم است! اما از آنجا كه اين قضيه هم بطور خودكار در پلتفرم كارگزاران تعبيه شده و نيازي به محاسبات شما نيست، در اينجا فقط به آوردن جدولي كه در آن ارزش پيپ ارزهاي مختلف آورده شده اكتفا ميشود. در جدول زير ارزش دلاري هر پيپ براي زوج ارزهاي مختلف براي اندازه پزيشن 0.1 لات آورده شده است. دقت كنيد كه اگر ارزش پيپ زوج ارزي 1$ به ازاي هر يك پيپ است و اندازه پزيشن شما 0.5 لات، بنابراين ارزش هر پيپ براي پزيشن شما 5$ به ازاي هر يك پيپ خواهد بود.
[Only registered and activated users can see links]
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 13:20
یکی از اصلی ترین اصول مدیریت سرمایه در فارکس حد ضرر یا همان stop loss می باشد . اولین توصیه این است که به هیچ وجه و هرگز بدون گذاشتن حد ضرر وارد معامله نشوید زیرا چنین ریسکی میتواند به از بین رفتن کل سرمایه شما منجر شود و ممکن است اولین اشتباه شما به آخرین اشتباه تبدیل شود . مساله بعدی این است که اصولا حد ضرر را کجا باید گذاشت ؟ پاسخ به این سوال می بایست با توجه به تحلیل و پیش بینی شما از نمودار داده شود و با اصول مدیریت سرمایه نمی توان سطح و حد ضرر را پیدا کرد . در حقیقت اصول مدیریت سرمایه به ما می گوید پس از تحلیل و یافتن حد ضرر آیا ضرر احتمالی با معیارها و با توجه به سرمایه و لوریج استفاده شده ما همخوانی دارد یا خیر ؟ طبق این اصول چنانچه بعد از انتخاب حد ضرر متوجه شویم که ضرر احتمالی با توجه به سرمایه و لوریج استفاده شده ما مناسب نمیباشد می بایست از آن معامله بگذریم و به دنبال موقعیتهای دیگر بگردیم .
پاسخ این سوال که حد ضرر را کجا بگذاریم موضوع بحث مدیریت سرمایه نیست و سطح قابل قبول حد ضرر می بایست بوسیله تحلیل ما از نمودار بدست بیاید . اما پس از یافتن محل مورد نظر برای قرار دادن حد ضرر باید آن را با اصول مدیریت سرمایه مطابقت داده و مطمئن شویم که حد ضرر مورد نظر با این اصول همخوانی دارد .
طبق اصول مدیریت سرمایه ما نباید در هر معامله بیشتر از 5 درصد سرمایه مان را به خطر بیندازیم زیرا همانطور که گفتیم اولین شرط ما برای سود بردن بقای در بازار است و در اینصورت است که ما میتوانیم از موقعیتهای آتی در بازار استفاده کرده و به سوددهی برسیم . پس نتیجه اینکه میبایست تا حد ممکن سعی کنیم ریسک معاملات را پایین بیاوریم که اینکار با استفاده نکردن از لوریج بالا و وارد شدن در پوزیشنهایی که نسبت حد ضرر به حدسودشان مناسب باشد امکان پذیر است .
برای مثال فرض کنید یک حساب 1000 دلاری داریم و میخواهیم وارد پوزیشنی شویم که حد ضرر آن بر اساس اصول تحلیلی ما 50 پیپ است . اگر ما از لوریج 20 استفاده کنیم و در صورتی که پوزیشن باز دیگری نداشته باشیم می توانیم با 0.2 لات وارد پوزیشن شویم که در اینصورت چنانچه قیمتها بر خلاف تحلیل ما حرکت کنند ما ضرری معادل 100 دلار خواهیم داشت و این به معنای از دست رفتن 10 درصد سرمایه ماست و با اصول مدیریت سرمایه مطابقت ندارد . ولی اگر با لوریج ده وارد همین پوزیشن شویم و در صورتی که معامله ما با ضرر بسته شود ما ضرری معادل 50 دلار خواهیم داشت که برابر با 5 درصد سرمایه ما و نهایت مقداری است که می توانیم در یک معامله این مقدار از سرمایه مان را به خطر بیندازیم . هر چقدر ما بتوانیم درصد کمتری از سرمایه مان را در یک معامله به خطر بیندازیم احتمال بقای ما در بازار بیشتر میشود . تو صیه ما به تازه واردین این است که حتی الامکان سعی کنند در هر معامله حتی کمتر از 5 درصد سرمایه شان را به خطر بیندازند .
برخی از معامله گران بعد از اینکه بازار در خلاف جهت تحلیل آنها حرکت کرد با امید برگشت روند حرکت بازار ، اقدام به جابجا کردن حد ضرر خود میکنند که به اعتقاد تمام افراد حرفه ای این کار اشتباه محض است و میتواند زیان جبران ناپذیری از لحاظ مالی به شما وارد کند .
انتخاب حد ضرر میبایست قبل از باز کردن پوزیشن و بر اساس تحلیل شما از نمودار باشد و تنها در صورتی که تحلیل جدیدی بدور از احساسات از بازار داشته باشیم و در صورتی که از اصول مدیریت سرمایه غافل نشویم میتوانیم حد ضرر خود را تغییر دهیم ( فراموش نکنیم که تحلیل نمودار یک علم است و دخالت دادن احساسات در آن به معنای فریب دادن خود محسوب میشود ) .
برخی از معامله گران زمانی که تحلیل آنها اشتباه از کار در میاید بنا به دلایل روانی و تنها با امید به اینکه جهت حرکت بازار عوض خواهد شد مدام حد ضرر خود را افزایش میدهند که در اینصورت مطمئنا آنها دچار احساسات شده اند و احساساتی شدن در معامله به معنای شکست قطعی میباشد . لذا توصیه میشود با بازار مبارزه نکنید و سعی کنید با آن همراه شوید . اگر بازار بر خلاف پیش بینی شما حرکت کرد اجازه ندهید بیش از حد تعیین شده و بر اسا تحلیل به شما زیان برساند . بگذارید پوزیشن شما با همان ضرر منطقی که قبل از باز کردن تعیین کرده اید بسته شود تا ضررهایتان محدود شود زیرا در اینصورت است که میتوانید از موقعیتهای بعدی استفاده کنید .
مساله ای که در بین بسیاری از معامله گران و در هنگامی که پوزیشن شان در ضرر است دیده میشود تکرار این جملات است : "من فکر میکنم بزودی جهت حرکت بر عکس خواهد شد" و یا میگویند : "دیگه وقتش رسیده که بازار برگرده ". یکی از بزرگان بازار میگوید هر زمانی که بدون تحلیل علمی و تنها بر اساس احساسات و امید دادن به خود گفتید " من فکر میکنم بازار بر میگردد " شک نکنید که تا شکست قطعی فاصله زیادی ندارید . بنابر این توصیه میکنیم هرگز حد ضرر خود را بر اساس احساسات تغییر ندهید .
هیچ کس نمیتواند آینده بازار را بطور صد در صد تعیین کند و از انجا که تنها خود ما مسئولیت مراقبت از سرمایه مان را داریم مهم است که در هنگامی که بازار بر خلاف معامله ما حرکت میکند بدون دخالت دادن احساسات از زیان بیشتر جلوگیری کنیم و اجازه بدهیم پوزیشن ما با همان ضرر تعیین شده بسته شود .
موقعیت برای سود بردن همواره وجود دارد و تنها اینگونه زیانهای پیش بینی نشده و احساسی هستند که میتوانند امکان استفاده از موقعیتها در آینده را از ما بگیرند .
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 13:25
برای فعالیت و سرمایه گزاری در بازار فارکس اولین قدم انتخاب بروکر مناسب با شرایط سرمایه گزار می باشد. بهترین بروکر, بروکری است که بیشترین سازگاری را با شرایط شما داشته باشد. در راستای انتخاب بهترین بروکر چند پرسش وجود دارد که بروکر باید پاسخگوی آنها باشد, تا معامله گر بتواند با دید باز بروکر مورد نظر خود را انتخاب کند.
آیا بروکر مورد نظر رگوله است ؟ در کدام کشور رگوله شده است ؟
برای هر تریدری این مسئله بسیار حائز اهمیت است, که بداند بروکر انتخاب شده مورد تائید کدام کشور است زیرا همه کشورها شرایط رگولاسیون یکسانی ندارند.
کشورهای دارای شرایط رگولاتوری خوب شامل : آمریکا, انگلستان, اتحادیه اروپا, ژاپن, استرالیا و سوئیس می باشند.
بهتر است معامله گران از پایگاه رگولاتوری بروکرشان و از قوانین تجاری کشوری که فعالیت های فارکسی بروکر را تحت نظر دارد اطلاعاتی هر چند اجمالی داشته باشند.
پلتفرم معاملاتی بروکر تا چه اندازه قابل اعتماد است ؟
اکثر تریدر ها معتقدند که به یک پلتفرم منعطف و قابل اعتماد بیش از یک بروکر خوب نیاز دارند. به عبارتی بسیاری از معامله گران اصلی ترین نکته در انتخاب بروکر را پلتفرم آن بروکر می دانند. یک تریدر ریسک پذیر که با حجم بیشتری از سرمایه وارد بازار می شود و تعداد معاملات بیشتری انجام میدهد به یک پلتفرم قابل اعتماد بیشتر نیازمند است تا در شرایط بحرانی بتواند با کمترین زیان خارج شود.
امکان برقراری ارتباط با سرعت پائین اینترنت و امکان استفاده از ابزارهای معاملاتی مختلف برای تحلیل چارتها از دیگر مزیت های یک پلتفرم انعطاف پذیر و مناسب است.
اسپرد یا هزینه انجام معاملات چقدر است ؟
تریدر بازار فارکس باید از شرایط انجام معاملات در بروکرهای مختلف آگاه باشد تا بتواند در انتخاب خود, مقایسه منطقی بین بروکر های مختلف داشته باشد. هزینه انجام معاملات شامل اسپرد, کمیسون, مالیات (Tax) و نرخ بهره شبانه(Swap) می باشد. در بسیاری از بروکرها کمیسون و مالیات از مشتریان گرفته نمی شود و فقط بحث اسپرد و swap مطرح است.
توجه داشته باشید که اسپرد بسیار کم و غیر منطقی ممکن است تریدر را در نگاه اول گمراه کند. بنابراین بروکر انتخابی باید در کنار اسپرد کم دارای سایر شرایط مهم نیز باشد.
آیا حد سود و زیان معاملات گارانتی شده است ؟
یکی دیگر از نکات مهم در انتخاب بروکر بررسی سیاست بروکر در مورد حد زیان (Stop Loss) و حد سود (Take Profit) می باشد. به عنوان مثال اگر سیاست بروکر گارانتی حد سود و زیان در معاملات باشد , معامله گر می تواند حداکثر زیان احتمالی را محاسبه کند. معمولآ بروکر ها در زمان انتشار اخبار و شاخص های اقتصادی مهم که زمان انتشار آنها از قبل مشخص است, حد سود و زیان و نقطه ورود در Pending Order ها را گارانتی نمی کنند.
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 13:32
ضریب اهرمی اعتباری است که کارگزاران بازار فارکس به شما می دهند تا از این طریق قادر باشید با سرمایه اندک و کمی که دارید به معامله در بازار ارز بپردازید.
استفاده از ضریب اهرمی (لوریج) در تمامی بازار های مالی به این شکل عمومیت ندارد و تنها در بازار ارز (فارکس ) است که چنین اعتباری از طریق کارگزار به معامله گر داده می شود.
کارگزار ها در این بازار از ضرایب اهرمی 1:100 ، 1:200 یا حتی از ضریب اهرمی 1:500 استفاده می کنند.
در بازار CFD این ضریب 1:10 و در بازار سهام واقعی 1:1 است.
این موضوع به نوعی می تواند یک دام برای تازه واردین این کار محسوب شود.کسانی که با رویاهای آنچنانی قدم به بازار های مالی می گذارند و در اندیشه رسیدن به یک ثروت رویائی هستند.
همین تازه واردین هستند که با استفاده غلط و نادرست از ضریب اهرمی (لوریج) کاخ آرزوهایشان در مدت زمانی کوتاه به کوخ تبدیل می شود و جز بازندگان بازار قرار می گیرند.
در این گفتار سعی می شود تا با بررسی بیشتر این موضوع تازه واردین را از خطراتی که استفاده نادرست از ضریب اهرمی (لوریج) برایشان به ارمغان می آورد آگاه کنیم.
اگر فرض کنیم که سرمایه شما در هنگام ورود به بازار 1000 دلار است و از کارگزار خود یک ضریب اهرمی (لوریج) 1:100 دریافت کرده اید شما قادر خواهید بود تا سقف 100 هزار دلار به خرید و فروش و معامله بپر دازید.
100000=100*1000
مبلغ مجاز برای معامله=ضریب اهرمی*سرمایه اولیه
در اینجا به بررسی چند تعریف می پردازیم:
1لات : در بازار فارکس به 100000 دلار اصطلاحا 1 لات گفته می شود .
0.1لات:در بازار فارکس به 10000 دلار اصطلاحا 0.1 لات گفته می شود.
0.01 لات : در بازار فارکس به 1000 دلار اصطلاحا 0.01 لات گفته می شود.
کارگزاران معمولا برای باز کردن حساب از سه نوع حساب استفاده می کنند:
حساب استاندارد:کمترین سرمایه لازم برای افتتاح این حساب بین دو تا پنج هراز دلار است و کمترین لات مورد معامله در این حساب 1 لات است.
حساب مینی:کمترین سرمایه لازم برای افتتاح این حساب بین 300 تا 500 دلار است و کمترین لات مورد معامله در این حساب 0.1 لات است.
حساب میکرو :کمترین سرمایه لازم برای افتتاح این حساب بین 30 تا 50 دلار است و کمترین لات مورد معامله در این حساب 0.01 لات است.
اگر به خاطر داشته باشید در مثال بالا و زمانی که سرمایه شما 1000 دلار بود با دریافت ضریب اهرمی (لوریج) ، 1:100 از کارگزار اجازه معامله در بازار ارز تا 100000 دلار را پیدا کردید.
باید توجه داشته باشید که این به این معنی نیست که اجازه از دست دادن پول تا این مبلغ برای شما امکان پذیر است بلکه این اعتباری است که برای شروع کار به شما اعطا شده است و در صورتی که شما 1000 دلار در معاملات آتی خود ضرر متحمل شوید سرمایه شما به طور کامل از بین رفته است.
كليه برنامه هاي معاملاتي كارگزاران حساب سود و زيان را بصورت لحظه به لحظه و خودكار محاسبه كرده و سود/زيان شناور در هر لحظه محاسبه ميشود و اگر شما به حدود حداقلي حساب خوب برسيد، پزيشنها يا همان معاملات شما را ميبندد.
داشتن لوریج مورد نظر که از کارگزار برای شروع معاملات دریافت می کنید به این معنی نیست که باید از تمام این لوریج استفاده کنید .
با توجه به نکات بالا بیایید دو حالت مختلف را در یکی از معاملاتمان در نطر بگیریم:
با همان مثال مورد نظرمان اگر 1000 دلار داشته باشیم و از لوریج 1:100 استفاده کرده باشیم:
فرض کنیم وارد یک موقعیت خرید در زوج ارز GBPUSD در قیمت 1.5250 می شویم (موقع خريد قيمت Ask بايد به مقداري كه تعيين كردهايد برسد ) .بعد از خرید ما قیمت شروع به کاهش می کند و تا 1.5140 کاهش می یابد.
110-=1.5250-1.5140
این اختلاف بر حسب پیپ است و همانطور که می دانید هر پيپ حداقل واحد جابجايي ارزهاي مختلف است.
حال بیائید با توجه به اینکه ما قابلیت استفاده از لات سایز تا سقف 1 لات را دارا می باشیم از دو لات سایز متفاوت برای حجم پوزیشن استفاده کنیم:
1. استفاده از 0.01 لات: با این مقدار جا بجائی که در جهت عکس پوزیشن خرید ما صورت گرفته ما 110 پیپ ضرر کرده ایم.
تبدیل پیپ به دلار در هر ارزی متفاوت است که به طور خودکار در پلت فرم متاتریدر انجام می شود .در اینجا برای راحتی کار بیایید فرض کنیم که در این زوج ارز به ازای 1 لات هر پیپ 10 دلار است .
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 13:34
پس وقتی ما از 0.01 لات استفاده می کنیم هر پیپ معادل 100 سنت است.در مثال فوق ما ضرری معادل 110 پیپ داشتیم پس:
11000 سنت=100 سنت*110
این ضرر معادل 11 دلار است که حدودا 1 درصد از اصل سرمایه ماست که ضرری منطقی است .
2. استفاده از 1 لات:با استفاده از 1 لات محاسبات به صورت زیر است :
1100 دلار=10دلار*110
این ضرر حتی 100 دلار بیشتر از سرمایه موجود ماست و قبل از اینکه ضرر ما به این مبلغ برسد در زمانی که در 100 پیپ ضرر هستیم حساب ما به طور خودکار توسط کارگزار بسته می شود.
امیدوارم با این مثال به اهمیت استفاده درست از لوریج و خطراتی که استفاده نادرست از لوریج به دنبال دارد آگاه شده باشید.
يکي از اصول بسيار مهم معامله کردن در بازارهاي مالي باقي ماندن در بازار است. علم مديريت سرمايه با آناليز آماري نتايج گذشته استراتژي و مدلسازي(مثلا استفاده از مونت کارلو) نتايج محتمل آينده را با يک توزيع رندوم(نه لزوما با سناريو 50% يعني رندوم 55% يا 60% نيز قابل پياده سازي است) شبيه سازي ميکند. براي موفق بودن طولاني مدت در بازار، بايد ديد واضح و مناسبي نسبت به نقاط اکسترممي ضرر استراتژي داشت و براي آن کاملا آماده بود.
مديريت سرمايه در مورد لورج اين نظر را دارد که بايد Position Sizing براساس ميزان تحرک بازار صورت پذيرد و استفاده از يک لورج ثابت در همه اکانتها عملا به معني تنظيم نکردن ريسک معامله براي بازار است.
با اطمینان می توان گفت تنها دليل وجود آمار 90% بازنده براي بازيگران بازارهای مالی و خصوصا فارکس وجود چاقوي بسيار تيزي است بنام ضريب اهرمي، که هميشه لبه تيز آن به سمت تريدر است. همه جا گفته مي شود که لورج يک شمشير يا تيغ دولبه است. ولي باور کنيد اين شمشير فقط و فقط يک لبه دارد. و فقط گردن تريدر است که بالا بردن ارزش پيپ و از طرف ديگر کم کردن سرمايه ريسک، راه بقاي خود را تنگ تر و تنگ تر ميکند.
دقت کنيد که سرمايه ريسک با بالا بردن حجم پزيشن کم ميشود(چون پزيشن بزرگتر مارجين بيشتري طلب ميکند).
از طرفي پزيشن بزرگتر ارزش پيپ بيشتري دارد.
براي محاسبه اينکه چند پيپ محل براي ضرر داريم، بايد سرمايه ريسک را بر ارزش پيپ تقسيم کنيم.
يعني يک عدد کسري داريم که صورت آن کم و مخرج آن بزرگ مي شود. خود ببينيد که اين عدد کسري با بالا بردن حجم پزيشن چقدر زود به سمت صفر ميل ميکند!!
آمار سود و ضرر در بازارهاي ديگر که لورجي در اين حد در آنها وجود ندارد، بسيار به رقم طبيعي 50% نزديک است(نه که به سمتي متمايل نباشه ولي نزديک 50-50 هست). و آمار سود و ضرر در بازار فارکس که لورج در آن 1:100 است، 90% بازنده و 10% برنده(و بقولي بجاي 10% بايد گفت 5% سربه سر(Breakeven) و فقط 5% برنده) است.تنها دليل اين موضوع در اختيار گذاشتن ابزار خطرناکي بنام ضريب اهرمي است.
حال بیایید نگاهی به تفاوت بین لوریجی که کارگزار در حین باز کردن حساب در اختیار ما می گذارد و لوریجی که در یک معامله واقعی از آن استفاده می کنیم بیندازیم:
اگر در یک پوزیشن به صورت فول مارجین (استفاده از آخرین حد لات پیشنهادی کارگزار) وارد بازار شویم در واقع لوریج واقعی مورد استفاده با لوریج اکانت برابر است .
حال در نظر بگیرید که ما پوزیشنی با حجم کمتر می گیریم و میخواهیم بدانیم در واقع از چه لوریجی استفاده کرده ایم:
مثلا فرض كنيد لورج اكانت 1:100 است و سرمايه شما 2000$ و پزيشن 0.3 لاتي گرفته ايد.
لورج = ميزان سرمايه درگير : كل سرمايه
در مثال فوق:
لورج = 30,000$ : 200,000$ = 1:6.5
اما باید توجه داشته باشید تنها مورد قابل اتكا پيپ ضرري اي است كه ميتوانيد با آن لورج تحمل كنيد. مثلا در همين مثال با درگيري سرمايه 0.3 لات و لورج محاسبه شده 1:6.5 پيپ ضرر قابل تحمل بصورت زير محاسبه مي شود:
سرمايه ريسك = سرمايه - مارجين مورد نياز = 2000$ - 300$ = 1700$
ارزش پيپ = 3$ به ازاي هر پيپ
پيپ ضرر قابل تحمل = 566 پيپ.
این رقم خوبی نیست و باید سعی کنید حداقل 1000 پیپ رو داشته باشید زیرا در طول زمان ممکن است دوره های ضرر را تجربه کنید.
ضمنا دقت كنيد كه همه اين محاسبات برپايه رسيدن به كال مارجين، يعني حالت اكسترممي بنا شده. و روش درست مبني بر مديريت سرمايه اين است كه مثلا پس از 1000 پيپ ضرر حداكثر Draw Down اكانت مثلا 50% باشد. در اين صورت پزيشن سايزي كه حداقل 1000 پيپ ذخيره را حاصل سازد(X) به اين صورت محاسبه مي شود:
حداقل پيپ ضرر مد نظر= 1000 پيپ ====> 1000 = سرمايه ريسك تقسيم بر ارزش پيپ
ارزش پيپ = X تقسيم بر 10000
سرمايه ريسك = 2000 - مارجين مورد نياز = 2000 - (X تقسيم بر لورج) = 2000 - (X تقسيم بر 100)
با حل معادله فوق X برابر 18000 دلار و يا همان 0.18 لات مي شود.
نکته دیگر اینکه بروکرها درصدی را از شما بابت مارجین مطالبه می کنند به این معنی که شما باید بر اساس درصد مورد نظر بروکر سرمایه در اختیار داشته باشید که بتوانید به معامله بپردازید .مثلا اگر این درصد را 2 در نظر بگیریم:
منظور از 2% كه گفته ميشود منظور اين است كه براي گرفتن يك پوزيشن 1 لاتي(100 هزار دلاري) بايد حداقل به اندازه 2% ارزش پزيشن كه ميشود 2000 دلار پول در اكانت داشته باشيد.
عملا مارجين 2% يك مفهوم ديگر هم دارد و آن اينكه لورج اكانت 1:50 است. بعنوان مثال:
مارجين مورد نياز يك پزيشن 0.1 لاتي با لورج 1:100 = 100$
مارجين مورد نياز يك پزيشن 0.5 لاتي با لورج 1:200 = 250$
اگر در ميانه راه باز بودن پزيشن، پول شما به قدري كم شود(ضرر كنيد) كه مارجين كافي پزيشن بازتان را نداشته باشيد، خودبخود بسته ميشود. بعضي بروكرها كل پزيشن و بعضي بخشي از آن را مي بندند.
omidfx
Saturday 07 Feb 2009, 13:37
مقاله فوق در نظر داشت تا نگاهی هر چند اجمالی به یکی از ابزارهای مهم در بازار فارکس با عنوان لوریج داشته باشد.
با تمام این گفتارها آمار سالیانه بازندگان تغییر چندانی نمی کند ،این بازندگان را افراد کم هوش و بی استعداد تشکیل نمی دهند درصد بالائی از این بازندگان افرادی هستند که در مشاغل دیگر جامعه افراد موفقی به حساب می آیند .
بایدسعی کنیم در معاملات خود از یک لوریج کنترل شده و منطقی استفاده کنیم تا حداقل با کنترل این مورد یکی از فاکتورهای مهم باخت را در مورد خود از بین ببریم.
آماتورها از این موضوع چندان دل خوشی ندارند و فکر می کنند استفاده از لوریج پائین که به نوعی کنترل کننده ریسک است باعث می شود میزان سود آنها به طرز چشمگیری کاهش یابد .
باید به یک نکته مهم توجه داشت و آن اینکه اصولا اولین و مهمترین رمز کار که جز ابتدائی ترین اصول محسوب می شود حفظ بقا در بازار است یعنی اینکه قادر باشیم برای مدتی طولانی در بازار باقی بمانیم .
در این راه باید از مسائلی که موجب به خطر انداختن سرمایه و افزایش ریسک موجود می گردد دوری کرد.
کارگزاران حرفه ای هائی هستند که ذهن آماتورهای بازار را از پیش خوانده اند. آنها می دانند که با دادن چنین لوریج های مرگباری به تازه کاران آنها دیر یا زود در دام طمع گرفتار می آیند و در یک پوزیشن خاص که به قول خودشان اعتبار بیشتری دارد گرفتار می شوند و باعث نابودی و از بین رفته سرمایه شان در مدت زمان کوتاهی می شوند.
sarmaye.com
vBulletin v3.8.2, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.